نام : Mohammad

نام خانوادگی: Raoufinia

سن: 8 سال

محل دفن: میناب

مقطع تحصیلی: دوم ابتدایی

محمد رئوفی‌نیا، فرزند موسی رئوفی‌نیا و نعیمه سالاری، دانش‌آموز قربانی ۸ ساله کلاس دوم ابتدایی بود که در حمله به مدرسه، در مسیر علم و کودکی، آسمانی شد. پیکر مطهر او در میناب به خاک سپرده شد.

محمد تنها فرزند خانواده بود. او از سنین پایین در مراسم‌های مذهبی و موکب‌ها خدمت می‌کرد و علاقه داشت در کارهای مذهبی سهمی داشته باشد.

یکی از ماندگارترین یادگارهای او، کیف مدرسه‌اش بود. محمد پول‌های عیدی نیمه‌شعبان را که از اطرافیان گرفته بود، با دقت در کیفش نگه می‌داشت و هرگز آن‌ها را خرج نمی‌کرد. هر بار که مادرش، نعیمه سالاری، از او می‌خواست آن پول‌ها را برای خرید خوراکی یا وسایل مدرسه استفاده کند، با لبخند می‌گفت: «مامان! این‌ها برکت کیفمه، دست نزن.»

پس از حادثه، کیف طوسی‌رنگ محمد از زیر آوار بیرون آورده شد؛ کیفی که هنوز پول‌های نیمه‌شعبان، دفتر مشق و وسایل مدرسه‌اش در آن باقی مانده بود. مادرش همان پول‌ها را به مسجد مقدس جمکران اهدا کرد تا در جشن نیمه‌شعبان هزینه شود؛ هدیه‌ای که گویی آرزوی کودکانه محمد برای تقدیم آن در مسیر امام زمان (عج) را به سرانجام رساند.

پدر و مادرش، موسی رئوفی‌نیا و نعیمه سالاری، با وجود داغ سنگین از دست دادن تنها فرزندشان، بارها از ایمان، عشق محمد به اهل‌بیت (ع) و روحیه ایثار او سخن گفته‌اند. نام محمد امروز نه فقط در میان قربانیان میناب، بلکه به‌عنوان کودکی که ایمان، اخلاص و محبت به امام عصر (عج) را در رفتارهای ساده و کودکانه‌اش به یادگار گذاشت، در خاطره‌ها ماندگار شده است.

تولیدات رسانه ای مرتبط

سوگواری

مراسم سوگواری شبانه برای قربانی دانش‌آموز محمد رئوفی‌نیا، شبی است که دلتنگی خانواده، دوستان و آشنایان در کنار

اجازه بده برم

گاهی یک جمله کوتاه، تمام سنگینی یک داغ را در خود جای می‌دهد؛ «اجازه بده برم…» جمله‌ای که

دردات به جونم

گاهی یک جمله کوتاه، تمام دلتنگی یک خانواده را در خود جای می‌دهد. «دردات به جونم…» جمله‌ای که

موهات پریشونه کیفت پر از خونه

گاهی یک شعر یا یک جمله، بی‌آنکه نیاز به توضیح داشته باشد، انسان را به یاد چهره‌ای می‌اندازد

2 / 42
Loading / جاري التحميل...