مهدیس نظری، دانشآموز کلاس اول ابتدایی، فرزند علی نظری و عاطفه جمشیدی، پس از ۱۱ سال انتظار به دنیا آمد و تنها فرزند خانوادهای بود که سالها چشمانتظار تولدش بودند. او در جریان حمله به مدرسه شجره طیبه میناب برای همیشه از این جهان رفت.
شب پیش از حادثه، مهدیس به دلیل تب و گلودرد در درمانگاه تحت درمان قرار گرفت. صبح روز بعد، با وجود اینکه هنوز کاملاً بهبود نیافته بود، به دلیل امتحان املا و نگارش، همراه پدرش به مدرسه رفت. مادرش نیز پیش از رفتن به محل کار، برای رساندن تل مویی که جا مانده بود، به مدرسه رفت. مهدیس که در حیاط مدرسه مشغول ورزش بود، با دیدن مادرش به سمت او دوید، در آغوشش گرفت و پس از بوسهای کوتاه، از او خداحافظی کرد؛ آغوشی که آخرین دیدار مادر و دختر شد.
پدر مهدیس میگوید دخترش روحیهای شجاع داشت و هر بار که کنار ساحل با شنها بازی میکرد، کوهی با پرچم ایران میساخت. او میگوید مهدیس از کودکی علاقه و دلبستگی خاصی به پرچم و وطنش داشت و این تصویر، یکی از ماندگارترین خاطراتی است که از دخترش در ذهن دارد.
نام مهدیس نظری امروز در کنار دیگر دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب ماندگار شده است. برای خانواده او، آخرین آغوش، تل موی جا مانده و پرچمی که همیشه بر بلندای کوههای شنیاش میکشید، یادگارهایی هستند که خاطره این دختر کلاساولی را زنده نگه داشتهاند.