ماکان نصیری، فرزند سیروس نصیری و آسیه راهینژاد، دانشآموز قربانی ۷ ساله پایه اول دبستان شجره طیبه میناب بود. او کودکی مهربان، پرانرژی و علاقهمند به ورزش ژیمناستیک بود که در کنار درس، در مراسم مذهبی حسینیه محل نیز حضور داشت و با شوق به دیگران کمک میکرد.
صبح روز حادثه، برخلاف همیشه، پیش از رفتن به مدرسه از مادرش خواست برایش صبحانه آماده کند. چند لقمه نان خورد و تکهای نان هم با خود به مدرسه برد. آن روز با برادر بزرگترش راهی مدرسه شد و هنگام خروج از خانه، بارها از دمِ در برای مادرش بوسه فرستاد؛ بیآنکه خانوادهاش بدانند این آخرین دیدارشان با فرزندشان خواهد بود.
پس از حمله به مدرسه شجره طیبه، پدر و مادر ماکان ساعتها در میان آوار، بیمارستانها و سردخانهها به دنبال نشانی از فرزندشان گشتند. با وجود هفتهها عملیات گسترده تفحص در محل مدرسه و مناطق اطراف آن، ۶۲ قطعه از پیکر شهدای دانشآموز شناسایی شد، اما هیچ اثری از ماکان به دست نیامد. آزمایشهای DNA نیز نشان داد هیچیک از بقایای کشفشده متعلق به او نیست و سرانجام اعلام شد که ماکان نصیری مفقودالاثر است.
پدرش روایت میکند که ۳۸ روز پس از حادثه، دوباره به محل مدرسه رفت و در میان فضای سبز مدرسه تنها یک لنگه کفش ماکان را پیدا کرد؛ تنها نشانهای که از فرزندش باقی مانده بود. با وجود جستوجوهای مکرر و دقیق و حتی پاکسازی کامل آن محدوده، هیچ بخش دیگری از پیکر این کودک قربانی پیدا نشد.
امروز ماکان نصیری هنوز مزاری برای زیارت ندارد. نام او در شمار قربانیان این مدرسه جاودانه شده و چشمانتظاری خانوادهاش برای یافتن حتی کوچکترین نشانی از پیکر فرزندشان، یکی از تلخترین روایتهای این حادثه به شمار میرود.