امیرعلی کمالی، دانشآموز ۷ ساله کلاس اول ابتدایی، یکی از کودکانی بود که در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب آسمانی شد. او فرزند مرتضی کمالی و فاطمه داودی بود و پس از تشییع، در زادگاهش درجادونِ سندرک به خاک سپرده شد.
امیرعلی نیز مانند بسیاری از همکلاسیهایش، صبح آن روز با شوق رفتن به مدرسه از خانه خارج شد، اما دیگر هرگز به آغوش خانواده بازنگشت. شدت انفجار به اندازهای بود که پیکر مطهرش به طور کامل قابل شناسایی نبود و خانوادهاش ماهها در انتظار یافتن آخرین نشانههای او ماندند.
انتظار مادر امیرعلی، یکی از تلخترین روایتهای این حادثه است. او ۳۳ روز چشمانتظار پیدا شدن دستان فرزندش بود و ماهها امید داشت بخشهای باقیمانده از پیکر پسرش پیدا شود. سرانجام، پس از پنج ماه جستوجو و تفحص، قطعاتی از پیکر مطهر امیرعلی شناسایی شد و انتظار طاقتفرسای خانواده به پایان رسید.
خانواده و نزدیکان امیرعلی میگویند شدت آسیبها به گونهای بود که سر و گردن امیرعلی در اثر انفجار از بین رفته بود؛ روایتی که عمق فاجعه آن روز را بیش از پیش آشکار میکند.
امیرعلی تنها هفت سال داشت؛ کودکی که هنوز روزهای آغازین کلاس اول را میگذراند و آرزوهای زیادی برای آینده در دل داشت، اما نامش برای همیشه در کنار دیگر قربانیان میناب ماندگار شد.