روایت غم‌انگیز مادر دانش‌آموز قربانی مدرسه میناب

مادر امیرعلی کمالی برای پسرش آرزوهای زیادی داشت؛ آرزوهایی که یک مادر می‌تواند برای آینده فرزندش در دل داشته باشد. از خلبان شدنش می‌گفت، از اینکه روزی قاری قرآن شود و مسیر زندگی‌اش را با همین رویاها بسازد. امیرعلی برای مادرش فقط یک دانش‌آموز نبود؛ پسری بود که آینده‌اش را بارها در ذهنش تصور کرده بود.

هر مادری فرزندش را با امید بزرگ می‌کند؛ برایش فرداهایی را می‌بیند که هنوز نرسیده‌اند. مادر امیرعلی هم آینده‌ای را می‌دید که پسرش بزرگ شده، به آرزوهایش رسیده و روزی از موفقیت‌هایش برای او می‌گوید. اما حادثه مدرسه میناب، همه آن تصویرهای شیرین از آینده را ناتمام گذاشت.

حالا از آن همه آرزو، نام امیرعلی و روایت مادری مانده است که هنوز از پسرش می‌گوید؛ از خلبانی که قرار بود بشود، از قاری قرآنی که می‌توانست باشد و از آینده‌ای که دیگر فرصت ساخته شدن پیدا نکرد.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...