مطهره احمدزاده، دانشآموز ۹ ساله کلاس چهارم ابتدایی، فرزند علی احمدزاده و معصومه ذاکری، در جریان حمله به مدرسه شجره طیبه میناب، در ماه مبارک رمضان و با دهان روزه آسمانی شد. او همیشه از آینده با امید حرف میزد و بزرگترین آرزویش این بود که «دکتر بچهها» شود؛ رؤیایی که با آن حمله ناتمام ماند.
مطهره دختری مهربان، فعال و مسئولیتپذیر بود که خیلی زود با دیگران دوست میشد و حتی به دانشآموزانی که همکلاسش نبودند نیز کمک میکرد. او عضو شورای دانشآموزی مدرسه بود و با علاقه در برنامههای فرهنگی شرکت میکرد. او آرزو داشت روزی حافظ کل قرآن شود.
صبح روز حادثه، مطهره خودش آماده رفتن به مدرسه شد و بدون آنکه با مادرش خداحافظی کند، سوار سرویس شد. آخرین دیدار مادر و دختر هنگام سحری بود. مادرش میگوید همان روز قرار بود بعدازظهر برای خرید لباس عید به بازار بروند، اما به جای آن، ساعتها در میان آوار مدرسه، چشمانتظار شنیدن صدای دخترش ماند و امیدوار بود مطهره از میان جمعیت او را صدا بزند.
مطهره به نقاشی علاقه داشت و همیشه درباره آیندهاش با شوق صحبت میکرد. پس از شهادتش، خانواده برگهای را در میان وسایلش پیدا کردند که روی آن نوشته بود: «میخواهم معلم زبان کره بشوم.» این نوشته کوچک، در کنار آرزوی دکتر کودکان شدن، یادگاری از دنیای پر از آرزوهای اوست.
نام مطهره احمدزاده امروز در کنار دیگر دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب ماندگار شده است؛ دختری که رؤیای درمان کودکان را در دل داشت، اما پیش از آنکه به آرزوهایش برسد، در کلاس درس پر کشید.