حنانه ذاکری، متولد ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸، دانشآموز قربانی کلاس اول مدرسه شجره طیبه میناب و سومین فرزند خانواده آقای امید ذاکری و خانم الهام کریمی بود. خانم کریمی، معاون پرورشی همان مدرسه، در همان حادثه در کنار دخترش جان باخت.
به گفته آقای ذاکری، حنانه در آغاز ورود به کلاس اول علاقه چندانی به درس نداشت و بیشتر شیفته فیلمهای فضایی بود و دوست داشت فضانورد شود؛ اما بهمرور با فضای معنوی مدرسه آشنا شد و با قرآن، شاهنامه و گلستان سعدی ارتباط گرفت. او چند سوره کوچک قرآن را حفظ کرده بود. جملهای که همیشه تکرار میکرد این بود: «بابا جون من میخوام معروف بشم، میخوام ترند بشم؛ طوری که همه بفهمند یک فرد مفید هستم.»
حنانه به نقاشی و رنگآمیزی علاقه زیادی داشت و دفتر مشقش را همیشه با طرحهای رنگی پر میکرد. طبق گفته پدرش، حنانه کودکی مؤدب و مهربان بود؛ خوراکیهایش را بدون چشمداشت با دیگران تقسیم میکرد و همیشه برای هر چیزی تشکر میکرد.
در مدرسه، بهدرخواست مادرش، حنانه او را «خانم کریمی» صدا میزد تا دانشآموزانی که مادر نداشتند احساس کمبود نکنند؛ اما در خانه، او را «مامان» میخواند.
روز حادثه، مدرسه هدف اصابت موشک قرار گرفت. بنا بر روایت آقای ذاکری، خانم کریمی هنگام تلاش برای آرام کردن و جمعکردن دانشآموزان در گوشهای از مدرسه جان باخت، در حالیکه پیکر حنانه اندکی دورتر از او یافت شد. پیکر حنانه سالم بود؛ تنها بر اثر موج انفجار، لباسش از تن او خارج شده بود. پدرش او را از روی جوراب بلندی که مادرش همیشه به پایش میکرد، شناسایی کرد.