احمد سلطانی، دانشآموز قربانی ۸ ساله کلاس سوم ابتدایی، فرزند آقای یاسر سلطانی و خانم هما شهدوستینژاد بود که در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب آسمانی شد. پیکر مطهر احمد در توکهور به خاک سپرده شد. او کودکی مهربان، دوستداشتنی و سرشار از شور زندگی بود که در کنار خانواده و دوستانش روزهای شیرین کودکی را سپری میکرد. احمد رابطهای عمیق و صمیمی با خواهرش هدی سلطانی داشت و این خواهر و برادر هر روز مسیر مدرسه را با امید و شوق آغاز میکردند.
در روز حادثه، هدی که دانشآموز پایه پنجم بود، هنگام اعلام تخلیه مدرسه، برادرش احمد و پسرخالهشان محمد را که در طبقه پایین درس میخواندند، پیدا کرد و آنها را به حیاط مدرسه و کنار آبخوری برد تا در جای امنی منتظر بمانند. او برای برداشتن وسایلش دوباره به کلاس بازگشت، اما هنوز به کلاس نرسیده بود که انفجار رخ داد. بر اثر شدت حادثه، هدی زیر آوار گرفتار شد و با سوختگی شدید و آسیبهای جسمی فراوان نجات یافت، اما احمد و محمد در همان حمله مظلومانه جان باختند. هدی بعدها در روایت خود از آن لحظات گفت که آخرین صدایی که پیش از انفجار شنید، تکبیر معلم کلاس سوم بود که با صدای بلند «اللهاکبر» گفت.
خانواده احمد نیز ساعتهای تلخ و دشواری را در جستوجوی فرزندشان سپری کردند. هما شهدوستینژاد، مادر احمد، از صحنههای دردناک پس از حمله یاد کرده و گفته است که خانوادهها در میان آوار و پیکرهای آسیبدیده کودکان، با نگرانی به دنبال عزیزان خود میگشتند و نمیدانستند از کجا باید سراغ فرزندانشان را بگیرند. این داغ سنگین، زندگی خانواده سلطانی را برای همیشه دگرگون کرد، اما صبر و استقامت آنان در کنار یاد و خاطره احمد، الهامبخش بسیاری از مردم شد.
احمد سلطانی با وجود عمر کوتاهش، یادگاری از محبت، پاکی و معصومیت از خود به جا گذاشت. نام او امروز در کنار دیگر قربانیان دانشآموز میناب، نماد کودکی است که آرزوهایش ناتمام ماند، اما یاد و خاطرهاش برای همیشه در دل خانواده، دوستان و مردم این سرزمین زنده خواهد ماند.