آخرین صدایی که لحظه انفجار شنیدم

هدی سلطانی، دانش‌آموز کلاس پنجمی مدرسه شجره طیبه میناب، یکی از بازماندگان حادثه‌ای است که زندگی او و خانواده‌اش را برای همیشه تغییر داد. دختری که در لحظه وقوع حادثه، برای نجات برادرش احمد و پسرخاله‌اش محمد تلاش کرد، اما انفجار او را نیز زیر آوار گرفتار کرد و با جراحات و سوختگی‌های فراوان راهی بیمارستان شد. او هنوز درد آن لحظات را به یاد دارد؛ لحظه‌ای که نفس کشیدن برایش سخت شده بود و تنها صدای آخرین ذکر معلم در ذهنش مانده است.

امروز هدی با دست‌هایی که آثار جراحت آن روز را بر خود دارد، روایتگر قصه‌ای تلخ از یک کودک جنگ‌زده است؛ دختری که هم درد مجروحیت را تحمل کرد و هم داغ از دست دادن عزیزانش را. احمد و محمد در همان روز در کنار هم از دنیا رفتند و هدی ماند تا خاطره آن روز و قصه خانواده‌ای را روایت کند که بخشی از وجودشان را از دست داده‌اند. این روایت را می توانید از سایت خبرگزاری فارس مطالعه کنید.

 

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...