امیرمحمد بوستانی، فرزند محسن بوستانی و مریم اشرافی، دانشآموز قربانی هشتساله کلاس دوم دبستان بود؛ کودکی که همراه خانوادهاش به دلیل شغل پدر در میناب زندگی میکرد، اما پس از آسمانی شدنش، در زادگاه پدریاش، نورآباد ممسنی، آرام گرفت. او همراه برادر بزرگترش، امیرعلی بوستانی، در حمله به مدرسه شجره طیبه، مظلومانه جان باخت؛ دو برادری که از کودکی همبازی، هممدرسه و همدل بودند و حتی در آخرین سفر زندگی نیز از یکدیگر جدا نشدند.
امیرمحمد هر شب پیش از خواب سوره واقعه را تلاوت میکرد و بیش از همه به آیه «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» علاقه داشت. بارها از مادرش درباره معنای این آیه میپرسید و وقتی میشنید که «پیشتازان در کار خیر، به خدا نزدیکترند»، با شوق لبخند میزد. او و برادرش حافظهای کمنظیر داشتند؛ تنها با چند بار شنیدن تلاوت قرآن، سورهها را از بر میشدند و آرزو داشتند روزی در برنامه «محفل» حضور پیدا کنند. علاقه به قرآن، نماز، هیئت امام حسین (ع) و اهلبیت، بخش جداییناپذیر زندگی کوتاه اما پربرکت این کودک بود.
در کنار این روحیه معنوی، امیرمحمد عاشق فوتبال بود. ساعتهای زیادی را با توپ سپری میکرد و آرزو داشت روزی فوتبالیست شود. از همان سالهای کودکی، بیماری سختی را پشت سر گذاشته بود، اما خانوادهاش باور داشتند که پس از توسل به امام رضا (ع)، سلامتیاش را به دست آورده و زندگی دوباره یافته است. شاید همین تجربه باعث شده بود که بیش از سنش، قدر زندگی و نعمتهای خدا را بداند.
صبح آخر، مانند همیشه همراه برادرش راهی مدرسه شد. پدر، طبق عادت هر روز، آن دو را تا مدرسه رساند؛ بیخبر از اینکه این آخرین بدرقه خواهد بود. ساعاتی بعد، حمله موشکی مدرسه را به ویرانهای غرق در آوار تبدیل کرد. پدر با دستان خودش میان سنگها و آهنها به دنبال فرزندانش گشت و نخست پیکر امیرمحمد را یافت؛ پیکری که بر اثر شدت انفجار، به سختی قابل شناسایی بود. او بعدها گفت آن روز، مدرسه برایش صحرای کربلا شد و در میان آوار، تنها نام امام حسین (ع) را زمزمه میکرد.
امروز مزار امیرمحمد، در کنار برادرش، یادآور دو برادری است که به وصیت نانوشته پدرشان وفادار ماندند؛ همیشه کنار هم بودند و حتی آسمانی شدن را نیز در کنار یکدیگر تجربه کردند. نام امیرمحمد بوستانی، این کودک پاک، قرآندوست و عاشق فوتبال، برای همیشه در حافظه مردم میناب و نورآباد ممسنی زنده خواهد ماند؛ کودکی که زندگی کوتاهش، تصویری ماندگار از ایمان، معصومیت و برادری شد.