میکائیل میردوقی، دانشآموز قربانی ۹ ساله کلاس سوم ابتدایی، فرزند آقای جواد میردوقی و خانم شکیبا دریکوند بود که در حمله به دبستان شجره طیبه میناب آسمانی شد. پیکر مطهر میکائیل در قلعه لور آرام گرفت.
میکائیل کودکی باایمان، باهوش و خوشاخلاق بود که از همان سالهای کودکی علاقهای ویژه به قرآن، نماز و مراسم مذهبی داشت. خانوادهاش میگویند او از چهار سالگی با حضور در تشییع شهدا، انس عجیبی با فرهنگ ایثار و شهادت پیدا کرده بود و در سالهای بعد نیز با اشتیاق در کلاسهای قرآن، برنامههای مذهبی و مراسم دعا شرکت میکرد. او بخشهایی از قرآن کریم، از جمله آیتالکرسی، را حفظ کرده بود و با علاقه فراوان آن را تلاوت میکرد.
شب قبل از آن روز تلخ، رفتارهای میکائیل رنگ و بوی دیگری داشت؛ رفتاری که بعدها برای خانوادهاش معنایی عمیق پیدا کرد. پس از صرف شام، رو به مادرش گفت: «مامان، غذات مزه بهشت میده.» سپس وضو گرفت، نماز خواند و از مادر خواست قرآن را بیاورد تا سوره بروج را تلاوت کند؛ سورهای که از استقامت مؤمنان در برابر ظلم سخن میگوید. همان شب نقاشیای کشید که در آن مدرسه، چند دانشآموز و سه موشک دیده میشد و در کنار آن با دستخط کودکانه نوشته بود: «بچهها مردن». همچنین با برادرش بازی جنگی کرد و با اطمینان گفت: «ایران برنده میشود.»
صبح روز حادثه نیز پیش از خروج از خانه، از مادر خواست آخرین عکسش را ثبت کند. هنگام پایین رفتن از پلهها، دوباره برگشت و با لبخندی کودکانه گفت: «مامان، اجازه میدی برم؟» همان تصویر، آخرین عکس او شد؛ عکسی که بعدها در سراسر جهان منتشر شد و به نمادی از معصومیت کودکان این حادثه تبدیل گشت.
پدر میکائیل که به دلیل مأموریت کاری در شهری دیگر حضور داشت، پس از شنیدن خبر حمله، خود را به مدرسه رساند؛ اما از مدرسهای که صبح محل درس و بازی فرزندش بود، تنها تلی از آوار باقی مانده بود. او بعدها با صبری مثالزدنی گفت که این حمله تنها کودکان را هدف قرار نداد، بلکه آینده یک ملت را نشانه گرفت؛ اما ایمان مردم ایران را هرگز نمیتوان با موشک از میان برد.
میکائیل میردوقی، با وجود عمر کوتاهش، یادگاری ماندگار از ایمان، محبت، وطندوستی و انس با قرآن از خود به جا گذاشت. نام او در کنار دیگر قربانیان دانشآموز میناب، برای همیشه در حافظه مردم ایران به عنوان نماد پاکی، مظلومیت و امید ماندگار خواهد بود.