مهدی سالاری، دانشآموز قربانی ۱۰ ساله کلاس چهارم دبستان شجره طیبه میناب، صبح نهم اسفند ۱۴۰۴ مانند همیشه با آرزوهای کودکانه راهی مدرسه شد، اما در حمله به این مدرسه، همراه با دهها دانشآموز دیگر آسمانی شد. او فرزند اصغر سالاری و سمیرا محمدی بود و پس از تشییع، در زادگاهش زهوکی به خاک سپرده شد. نام او امروز در میان قربانیان دانشآموز میناب، یادآور کودکی است که فرصت ادامه تحصیل، بازی و ساختن آیندهاش از او گرفته شد.
شدت انفجار به اندازهای بود که پیکر این دانشآموز خردسال تا دو روز قابل شناسایی نبود. خانوادهاش در میان اضطراب و چشمانتظاری، بارها مراکز درمانی و محل شناسایی شهدا را جستوجو کردند تا سرانجام توانستند تنها از روی کفشهای ورزشی مهدی، هویت فرزندشان را تشخیص دهند. این روایت تلخ، یکی از دردناکترین خاطرات بهجامانده از حادثه مدرسه شجره طیبه است؛ خاطرهای که عمق رنج خانوادههای داغدار را به تصویر میکشد.
مادر مهدی در روایت خود از آن روزهای سخت، از انتظار طاقتفرسا برای یافتن فرزندش و لحظهای گفته است که با دیدن کفشهای مهدی، آخرین امیدهایش رنگ باخت. او روایت میکند که هیچ مادری نباید روزی را تجربه کند که برای شناختن فرزندش، تنها به نشانهای کوچک از لباس یا کفش او دل ببندد. این خاطره، برای همیشه در ذهن و قلب خانواده سالاری باقی خواهد ماند.
امروز نام مهدی سالاری در کنار دیگر قربانیان دبستان شجره طیبه، نمادی از مظلومیت کودکانی است که بیگناه جان خود را از دست دادند. یاد این دانشآموز ۱۰ ساله، با کفشهایی که آخرین نشانه حضورش برای خانواده بود، همواره در خاطر مردم میناب و همه کسانی که روایت زندگی او را شنیدهاند، زنده خواهد ماند.