نام : Masoumeh

نام خانوادگی: Nazari

سن: 7 سال

محل دفن: میناب

مقطع تحصیلی: دوم ابتدایی

اینستاگرام دانش آموز

معصومه نظری، دختربچه شیرین و هفت ساله، دانش‌آموز کلاس دوم ابتدایی بود که با رفتن زودهنگامش، داغی بزرگ بر دل خانواده و اطرافیان گذاشت. قصه به دنیا آمدن معصومه، روایتی از یک انتظار طولانی و عاشقانه است. پدر و مادر مهربان او، آقای حسین نظری و خانم فرخنده نظری، دوازده سال تمام برای در آغوش کشیدن فرزندشان صبر کردند. دوازده سال انتظار سرانجام با تولد این دختر زیبا به پایان رسید و چراغ خانه آن‌ها با حضور معصومه و بعدها با تولد برادر کوچک‌ترش، روشن‌تر از همیشه شد.
معصومه دختری باهوش و پرانرژی بود که روزهای کودکی‌اش را با شوق یادگیری و بازی‌های کودکانه سپری می‌کرد. دخترخاله او که خود از معلمان دلسوز است، با عشقی فراوان خاطرات روزهای درس خواندن معصومه را مرور و روایت می‌کند. او به یاد می‌آورد که چگونه ساعت‌ها در کنار این کودک می‌نشست و با هم درس‌هایش را تمرین می‌کردند. صدای خواندن کلمات و ذوق معصومه برای یادگیری و نوشتن، هنوز در گوش اعضای خانواده می‌پیچد و یادآور روزهای شیرین گذشته است. حالا آرزو دارد یک بار دیگر او را در آغوش بگیرد.
اما این روزهای شاد و پرامید، با یک فاجعه هولناک در مدرسه شجره طیبه میناب به پایان رسید. در جریان آن حمله شوم، معصومه کوچک به همراه دیگر هم‌کلاسی‌هایش، مظلومانه جان خود را از دست داد و به جمع کودکان آسمانی پیوست. این کودک بی‌گناه، قربانی خشونتی شد که هیچ‌گاه سزاوار آن نبود و دفتر مشق و کتاب‌هایش برای همیشه نیمه‌باز ماند.
امروز، تحمل این داغ برای خانواده، به‌ویژه برای مادری که دوازده سال در آرزوی مادر شدن سوخته بود، جان‌کاه و غیرممکن است. خانم فرخنده نظری، چنان زیر بار این غم سنگین کمر خم کرده که اصلاً طاقت و توان رفتن بر سر مزار جگرگوشه‌اش را ندارد. جای خالی معصومه در خانه، برای آقای حسین نظری و همسرش، دردی است که با هیچ کلمه‌ای توصیف نمی‌شود؛ پرنده‌ای که پس از سال‌ها انتظار بر شانه آن‌ها نشسته بود، چه زود و چه تلخ پر کشید.

تولیدات رسانه ای مرتبط

آرزو دارم یکبار دیگر او را در آغوش بگیرم

در این مصاحبه، دختر خاله محترم معصومه نظری، قربانی هشت ساله فاجعه میناب، از روزهای تلخ فراق عزیز

Loading / جاري التحميل...