محمد آبادیزاده، فرزند علی آبادیزاده و صفورا نژادی، دانشآموز قربانی ۱۰ ساله کلاس چهارم ابتدایی بود که در حمله به دبستان شجره طیبه میناب آسمانی شد. پیکر مطهر این دانشآموز در میناب به خاک سپرده شده است.
محمد کودکی آرام، مؤدب، خوشرفتار و پرتلاش بود که با اخلاق نیکو و روحیه مسئولیتپذیر، جایگاه ویژهای در دل خانواده، معلمان و دوستانش داشت. او علاوه بر علاقه به درس، با اشتیاق قرآن میآموخت، زبانهای خارجی را دنبال میکرد و فوتبال را نیز دوست داشت. از همان سالهای کودکی برای آینده خود برنامه داشت و آرزو میکرد روزی به یک تاجر بینالمللی تبدیل شود و سپس با حضور در جایگاه وزیر اقتصاد، به کشورش خدمت کند.
پدر محمد در روایت خود از شخصیت فرزندش میگوید که محمد تنها یک فرزند نبود، بلکه رفیق و همدم خانواده بود؛ کودکی که همیشه با آرامش، ادب و نظم شناخته میشد و در کنار بازیهای کودکانه، نگاهش به آینده و خدمت به مردم بود. معلمان نیز او را دانشآموزی کوشا، مسئولیتپذیر و بااخلاق توصیف میکردند.
روز نهم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که خبر تعطیلی مدرسه اعلام شد، پدر برای بردن محمد راهی مدرسه شد، اما تنها چند دقیقه مانده به رسیدن، شاهد انفجارهای مهیب و تخریب کامل مدرسه بود. او با چشمانی اشکبار از لحظاتی روایت میکند که همراه دیگر خانوادهها با دستهای خالی زیر آوار به دنبال فرزندانشان میگشتند؛ لحظاتی که هیچ پدر و مادری توان تصور آن را ندارد.
یکی از تلخترین بخشهای این روایت، ماجرای شناسایی پیکر محمد است. شدت انفجار به حدی بود که شناسایی بسیاری از پیکرها بسیار دشوار شده بود. پدر محمد روایت میکند که پس از روزها جستوجو، تنها بخشی از پیکر فرزندش را شناسایی کرد و همان را به عنوان یادگار محمد پذیرفت؛ روایتی جانسوز که عمق فاجعه آن روز را به تصویر میکشد.
پدر محمد همواره بر این باور تأکید دارد که یاد و راه فرزندش در تلاش، علمآموزی و خدمت به ایران زنده خواهد ماند و بهترین یادبود برای محمد، موفقیت و سربلندی همه دانشآموزان این سرزمین است.
نام محمد آبادیزاده امروز در کنار دیگر قربانیان دبستان شجره طیبه میناب، یادآور کودکی است که با وجود سن کم، رؤیاهای بزرگی برای آینده داشت؛ رؤیاهایی که ناتمام ماند، اما خاطره اخلاق، ایمان، تلاش و آرمانهای بلند او برای همیشه در دل مردم ایران ماندگار خواهد بود.