لیانا محمدی، دخترک شیرین و دوستداشتنی، متولد آخرین روز اردیبهشتماه سال ۱۳۹۷ بود. دختری از جنس بهار که قرار بود در سایه مهر و محبت پدرش، آقای فائز محمدی و مادر آموزگارش، خانم ماندانا سالاری، روزهای روشن کودکی را سپری کند. اما دست بیرحم روزگار، سرنوشتی دیگر برای این خانواده رقم زد و لیانای کوچک به همراه مادرش به یکی از دردناکترین نمادهای مظلومیت تبدیل شدند.
در روز نهم اسفندماه ۱۴۰۴، حادثهای هولناک در مدرسه «شجره طیبه» میناب به وقوع پیوست. در پی بمباران و حمله تروریستی دشمن به این فضای آموزشی، لیانا در کنار مادر مهربانش که از معلمان دلسوز همان مدرسه بود، جان خود را از دست دادند و به شکلی مظلومانه و آسمانی از این دنیا رفتند. این مادر و دختر جانباخته، در کنار یکدیگر پر کشیدند و داغی بزرگ بر دل خانواده و شهر گذاشتند.
غم فراق این دو عزیز برای خانواده، بهویژه برای پدربزرگ لیانا، آقای علی سالاری، بسیار سنگین است. او در سفری به مشهد، در حالی که عکس دختر و نوهاش را در آغوش میفشرد، از خاطرات تلخ و شیرین تابستانهایی گفت که هر سال با ماشین شخصی به این شهر سفر میکردند. او با چشمانی اشکبار از علاقه دختر و نوهاش به این زیارتها یاد کرد و با دلی سوخته دعا کرد تا کسانی که به طفلهای مدرسهای و کودکان بیدفاعی که سلاحی جز دفتر و مداد نداشتند رحم نکردند، نابود شوند.
یاد و خاطره این قربانیان بیگناه هرگز فراموش نخواهد شد. در سی و یکم اردیبهشتماه ۱۴۰۵، درست در روزی که لیانا باید شمع هشتسالگیاش را فوت میکرد، مراسم گرامیداشتی با حضور خانوادهها، دانشگاهیان و معلمان بازمانده در مجتمع آموزش عالی میناب برگزار شد. لیانای عزیز، دختر زیبای اردیبهشت، امسال تولد هشتسالگیاش را در میان فرشتگان و در آسمانها جشن گرفت، اما نام و یادش در دلها همیشه زنده است.