نام : Farimah

نام خانوادگی: Mafakheri

سن: 11 سال

سنندج

مقطع تحصیلی: ششم ابتدایی

اینستاگرام دانش آموز

فریماه مفاخری، دانش‌آموز ۱۱ ساله کلاس ششم دبستان شجره طیبه میناب، فرزند ابراهیم مفاخری و فراست محمدی بود. دختری آرام، باادب و مسئولیت‌پذیر که اطرافیانش او را به اخلاق نیکو، مهربانی و وقار می‌شناختند.

فریماه از کودکی با قرآن مأنوس بود و حافظ جزء سی‌ام قرآن کریم بود. تلاوت آیات الهی برایش تنها یک درس نبود؛ بخشی از زندگی روزانه‌اش بود و با همان آرامش و ایمان، مسیر کودکی‌اش را طی می‌کرد.

در خانه، بی‌آنکه کسی از او بخواهد، درس‌هایش را می‌خواند، در کارهای منزل به مادر کمک می‌کرد و با برادرانش با محبت و صبوری رفتار می‌کرد. هرکس او را می‌شناخت، از ادب، حجاب، متانت و روحیه مسئولیت‌پذیرش سخن می‌گفت.

او هر روز همراه دخترعمویش، سمیرا دسته‌دار، راهی مدرسه می‌شد؛ معلمی که خود نیز در همان حادثه جان باخت. آن دو، صبح‌ها با هم به مدرسه می‌رفتند و قرار بود مانند همیشه کنار هم به خانه بازگردند، اما آن روز، سرنوشت دیگری در انتظارشان بود.

پس از حمله به مدرسه شجره طیبه، خانواده ساعت‌ها میان مدرسه و بیمارستان در جست‌وجوی فریماه بودند. مادرش یکایک پیکرها را نگاه کرد، اما نشانی از دخترش نیافت تا اینکه در پایان شب خبر رسید که فریماه دیگر بازنخواهد گشت.

پیکر فریماه، شماره ۵۰ بود. خانواده او را از لب‌ها و دندان‌هایش شناختند؛ آخرین نشانه‌ای که پس از آن حادثه سهم مادر از دیدار دوباره دخترش شد.

مادر فریماه بعدها روایت کرد که هنوز تصویر آن شب و صحنه‌های مدرسه از ذهنش پاک نشده است؛ شبی که میان آوار، دود و سکوت، امید جای خود را به داغی همیشگی داد.

پیکر این دانش‌آموز ۱۱ ساله پس از تشییع، در سنندج به خاک سپرده شد؛ شهری که امروز مزار دختری را در آغوش دارد که کودکی‌اش با قرآن، مهربانی و آرزوهای ساده گره خورده بود.

نام فریماه مفاخری، در کنار دیگر کودکان مدرسه شجره طیبه، یادآور نسلی است که دفتر و کتاب در دست داشتند، اما فرصت ادامه مسیر زندگی از آنان گرفته شد؛ کودکانی که خاطره لبخندشان، برای همیشه در حافظه خانواده و مردم این سرزمین باقی خواهد ماند.

تولیدات رسانه ای مرتبط

شماره 50

پدر و مادر فریماه مفاخری، دانش‌آموز کردستانی پایه ششم، دردناک‌ترین لحظات زندگی را پس از حمله جنون‌آمیز رژیم

2 / 22
Loading / جاري التحميل...