علی زارعی، دانشآموز قربانی ۱۳ ساله کلاس ششم دبستان شجره طیبه میناب، فرزند آقای غلام زارعی و خانم کنیز حیدری بود. علی پسری آرام، مهربان و عاشق طبیعت و حیوانات بود. از کودکی آرزو داشت روزی دامپزشک شود و در کنار شغلش، خانهباغی بزرگ داشته باشد تا از حیواناتی که دوستشان داشت نگهداری کند. علاقه او به پرندگان، بهویژه کبوترها، زبانزد خانواده و اطرافیان بود و ساعتهای زیادی از روز را صرف رسیدگی به آنها میکرد.
کبوترها بخش جدانشدنی زندگی علی بودند. او با عشق از آنها مراقبت میکرد، به آنها غذا میداد و هر روز با شوق به سراغشان میرفت. خانوادهاش میگویند پس از آسمانی شدن علی، اتفاقی عجیب افتاد؛ کبوترهایش دیگر مانند گذشته غذا نخوردند و انگار آنها نیز نبود صاحب مهربانشان را حس کرده بودند.
داغ رفتن علی، نخستین اندوه بزرگ خانواده زارعی نبود. چهارده سال پیش، فرزند چهار سال و نیمه این خانواده در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داده بود. پس از آن حادثه تلخ، خداوند فرزندی دیگر به آنها عطا کرد و نام او را علی گذاشتند؛ به امید آنکه مرهمی بر زخم سالهای سختشان باشد و لبخند را دوباره به خانه بازگرداند. اما تقدیر، آزمون دیگری برای این خانواده رقم زد و علی نیز در حمله به مدرسه شجره طیبه مظلومانه جان باخت و داغی دیگر بر دل پدر و مادرش نشاند.
امروز نام علی زارعی در کنار دیگر قربانیان دانشآموز میناب، یادآور رؤیاهای زیبای کودکی است که میخواست با مهربانی از حیوانات مراقبت کند، خانهباغی پر از زندگی بسازد و به مردم خدمت کند. هرچند فرصت رسیدن به آرزوهایش را نیافت، اما یاد او، کبوترهایش و عشق بزرگش به زندگی، برای همیشه در دل خانواده و مردم میناب ماندگار خواهد ماند.