سنار سالاری، دانشآموز کلاس چهارم، فرزند حمید سالاری و معصومه بهرامی بود؛ کودکی که صبحها با کولهای پر از آرزو راهی مدرسه شجره طیبه میشد و آیندهای روشن در انتظارش بود.
روز حادثه، پس از اعلام تعطیلی مدرسه، پدرش برای بردن سنار به مدرسه رفت. هنوز در راهروی مدرسه بود و تنها چند قدم با رسیدن به فرزندش فاصله داشت که موشک به ساختمان اصابت کرد. انفجار، فرصت آخرین دیدار را از پدر و فرزند گرفت.
سنار و پدرش، در واپسین لحظههای زندگی نیز از هم جدا نشدند؛ پدری که آمده بود دست فرزندش را بگیرد و او را به خانه بازگرداند، اما هر دو، همزمان از مدرسه به سفری بیبازگشت رفتند.
پیکر سنار سالاری در حلوایی ۳ به خاک سپرده شد.