دانیال فقیردوست، دانشآموز قربانی ۱۰ ساله کلاس پنجم دبستان شجره طیبه میناب، فرزند آقای کاظم فقیردوست و خانم زهرا جاشونیا بود. او کودکی پرجنبوجوش، مهربان و عاشق فوتبال بود که آیندهای روشن در انتظارش بود، اما در حمله به دبستان شجره طیبه، زندگی کوتاهش ناتمام ماند. پیکر مطهر دانیال پس از ۴۰ روز جستوجو پیدا شد و در زادگاهش، روستای تالار، به خاک سپرده شد. علاوه بر مزار اصلی، برای گرامیداشت یاد او، مزاری نمادین نیز در گلزار شهدای میناب و بهشت زهرا در کنار دوستان و همکلاسیهایش ساخته شد.
پدر بزرگوار دانیال، آقاکاظم، روز حادثه در بندرعباس مشغول کار بود که تماس همسرش همه زندگیاش را دگرگون کرد. او با شنیدن خبر حمله، بیدرنگ راهی میناب شد و میگوید: «واقعاً نمیدانم چطور خودم را به مدرسه رساندم.» مسیرها بسته بود و بخشی از راه را ناچار پیاده طی کرد. وقتی به مدرسه رسید، با ساختمانی ویران و کلاسهایی روبهرو شد که زیر آوار مانده بودند. تا ساعتهای پایانی شب، خانواده چشمانتظار خبری از دانیال بودند، اما سرانجام در بیمارستان، در میان پیکرهای بچهها، خبر تلخ جان باختن فرزندشان را دریافت کردند؛ زخمی که با پیدا شدن پیکر دانیال پس از چهل روز، سنگینتر و ماندگارتر شد.
دانیال علاقهای ویژه به فوتبال داشت و از اعضای مدرسه فوتبال خلیج فارس میناب بود. مربیانش او را پسری بااستعداد، پرانرژی و باانگیزه توصیف کردهاند که با شوق فراوان در تمرینها شرکت میکرد و آیندهای روشن در این ورزش داشت. دانیال دلش بیقرار زیارت کربلا بود. خانوادهاش پیش از حادثه برای سفر اربعین و زیارت کربلا گذرنامه گرفته بودند و دانیال بارها با اشتیاق از این سفر سخن گفته بود. اما تقدیر، مسیر دیگری برای او رقم زد؛ او پیش از آنکه قدم در راه کربلا بگذارد، به آرزویی بزرگتر رسید و امروز زائران اربعین، به نیابت از او در مسیر عشق قدم برمیدارند. نام دانیال فقیردوست، همچون دیگر قربانیان دانشآموز میناب، یادآور رؤیاهای ناتمام کودکانی است که آیندهشان در میان آوار مدرسه جا ماند، اما یادشان برای همیشه در دل مردم ایران زنده خواهد ماند.