گاهی یک عدد، بهتنهایی میتواند سنگینی یک فاجعه را روایت کند؛ ۶۲ قطعه از پیکر ۳۲ کودک، نشانهای دردناک از عمق حادثهای که در مدرسه شجره طیبه میناب رخ داد. پشت این عددها، ۳۲ زندگی ناتمام قرار دارد؛ کودکانی که هرکدام نام، چهره، خانواده، دوستان، آرزوها و دنیایی از خاطرات داشتند. کودکانی که صبح راهی مدرسه شدند و قرار بود با کیف و دفتر به خانه برگردند، اما خانوادههایشان به جای آغوش و لبخند، با خبری تلخ و فراموشنشدنی روبهرو شدند.
ماهها جستوجو و تفحص برای یافتن نشانههایی از قربانیان ادامه داشت و هر قطعه، برای خانوادهای معنای بازگشت بخشی از عزیزش را داشت. ۶۲ قطعه از پیکر ۳۲ کودک؛ ۶۲ تکه از روایتی که هرگز نباید اتفاق میافتاد. پشت این عدد، فقط یک آمار نیست؛ زندگیهایی است که ناتمام ماند و خانوادههایی که داغشان با گذشت زمان پایان نمییابد. میناب هنوز این نامها و این کودکان را به یاد دارد.



