کیف و دفترهای آغشته به خون

کیف و دفتر، قرار بود همراه روزهای کودکی باشند؛ پر از مشق، نقاشی، خط‌خطی‌های کودکانه و برنامه‌هایی برای فردا. اما در مدرسه شجره طیبه میناب، بعضی از همین وسایل ساده در میان آوار باقی ماندند؛ کیف‌هایی که دیگر کسی آنها را به دوش نکشید و دفترهایی که آخرین صفحه‌شان، ناتمام ماند. وسایلی که حالا به جای خاطره یک روز معمولی مدرسه، روایتگر لحظه‌ای تلخ شده‌اند.

پشت هر کیف و هر دفتر، یک کودک بود؛ کودکی با نام، چهره، خانواده و آرزوهای خودش. کودکانی که آمده بودند درس بخوانند، اما قربانی شدند و وسایلشان ماند تا بخشی از نبودنشان را روایت کند. شاید تلخ‌ترین تصویر همین باشد؛ کیف و دفتری که هنوز مانده است، اما دستی که قرار بود آن را بردارد، دیگر نیست. میناب، این وسایل کوچک را به عنوان بخشی از خاطره کودکانش در خود نگه داشته است.

26669919234F4ec03ad5f1c0d06396f372673257-720P

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...