یک حادثه را میتوان در چند جمله تعریف کرد، اما برای کسانی که آن روز در میناب حضور داشتند، ماجرا هیچوقت در چند جمله خلاصه نمیشود. چهار روایت از زبان افرادی که در روز حادثه در مدرسه شجره طیبه حضور داشتند، هرکدام بخشی از لحظات تلخ آن روز را بازگو میکنند؛ روایتهایی از ترس، ناباوری، تلاش برای نجات کودکان و لحظاتی که برای همیشه در ذهن شاهدان باقی مانده است. هر روایت، پنجرهای است به بخشی از واقعیتی که شاید از بیرون هرگز نتوان عمق آن را فهمید.
این چهار روایت در کنار هم، تصویری انسانیتر از واقعه میناب به دست میدهند؛ از کسانی که شاهد بودند، کسانی که برای کمک تلاش کردند و کسانی که بعد از حادثه، با خاطرات آن روز به زندگی ادامه دادند. صدای آدمهای حاضر در صحنه، روایت حادثه را از یک خبر دور و به یک تجربه انسانی نزدیک میکند؛ تجربهای که در آن کودکان قربانی شدند و داغ آن روز، برای خانوادهها و مردم میناب همچنان زنده است.



