روایت مادر احسان سالمینیا، دانشآموز قربانی مدرسه میناب؛ مادری که از روزهایی میگوید که پسرش را در آغوش میگرفت و سنگینیِ شیرینِ او را روی شانههایش حس میکرد. آن روزها بغل کردن احسان، برایش یادآور زندگی بود؛ پسری که مادرش به داشتنش عادت کرده بود و آغوشش امنترین جای دنیا بود.
اما حالا همان آغوش، معنایی تلخ پیدا کرده است. مادری که روزی از سنگینی فرزندش میگفت، حالا با داغی روبهروست که هیچ مادری نباید تجربه کند. «چقدر سبک شدی پسرم…» جملهای کوتاه، اما سنگین از زبان مادری که جای خالی احسان را برای همیشه با خود خواهد داشت
386Fb19aa0c042c054659d6cb2c5185673261724-720P



