برای فهمیدن آنچه در مدرسه شجره طیبه میناب گذشت، فقط نگاه کردن به تصاویر حادثه کافی نیست. باید به روزهای قبل برگشت؛ به عکسهایی که در روزهای عادی از دانشآموزان، معلمان، کلاسها و فضای مدرسه ثبت شدهاند. در این روایت، جایجای مدرسه با تصاویر روزهای عادی تطبیق داده شده است؛ همان کلاسها، همان راهروها، همان حیاط و همان فضاهایی که زمانی پر از رفتوآمد و زندگی بودند. کنار هم قرار گرفتن این تصاویر، کمک میکند مخاطب مدرسه را نه فقط در لحظه حادثه، بلکه پیش از آن ببیند؛ مدرسهای که برای کودکان، بخشی از زندگی روزمرهشان بود.
پشت پرده ماجرای میناب تلاشی است برای کنار هم گذاشتن تکههای یک روایت؛ از تصاویر دانشآموزان و معلمان در روزهای معمولی تا تصاویری که پس از حادثه ثبت شدهاند. وقتی چهره کودکان را در قابهای قدیمی میبینیم و همان مکانها را در تصاویر بعدی دنبال میکنیم، فاصله میان «قبل» و «بعد» دیگر فقط یک تصویر نیست؛ روایتی انسانی از کودکانی است که قربانی شدند. این تطبیق، به ما اجازه میدهد جزئیات این مدرسه و آنچه بر آن گذشته را دقیقتر ببینیم و فراموش نکنیم که پشت هر تصویر، یک انسان، یک خانواده و یک زندگی واقعی قرار دارد.



