پای صحبت های مادر ماکان: طاقت نداشتم تصور کنم پیکرش زیر خروارها خاک بماند
روایت مادر ماکان نصیری، از دانشآموزان قربانی مدرسه شجره طیبه میناب، بیان دلتنگی مادری است که روزها و ماهها چشمانتظار یافتن نشانی از فرزندش ماند. او از لحظههای سخت جستوجو، امید به زنده ماندن ماکان و روزهایی میگوید که با هر خبر تازه، میان امید و اندوه در نوسان بود. جمله «طاقت نداشتم تصور کنم پیکرش زیر خروارها خاک بماند» بخشی از احساسات مادری است که هنوز جای خالی فرزندش را در تمام لحظههای زندگی حس میکند.
مادر ماکان، در کنار روایت انتظار و چشمبهراهی، از خاطرات فرزندش، وابستگی عاطفی او به خانواده و مهربانیهایش نیز سخن میگوید. این روایت، تنها داستان یک مادر نیست؛ بلکه بازتاب رنج خانوادهای است که کوچکترین عضو خود را در آن حادثه از دست داد. یاد ماکان، بهعنوان یکی از دانشآموزان قربانی مدرسه شجره طیبه، همچنان در دل خانواده و مردم زنده است و روایت مادرش، تصویری ماندگار از عشق، دلتنگی و صبری است که با گذر زمان نیز پایان نمییابد.
متن کامل این روایت را میتوانید از طریق سایت ایسنا، مطالعه کنید.



