برنامه «من زندهام» در سومین قسمت خود، با روایت مژده لواسانی به سراغ یکی از تلخترین صفحات جنایات اخیر رفته است؛ مدرسهای که قرار بود مهد پرورش استعدادها باشد، اما در یک چشمبههمزدن به محل عروج دانشآموزان و معلمانش تبدیل شد.
در میان بازماندگان، روایت مادر «زینب مکیزاده»، دانشآموز ۹ ساله کلاس چهارم، داغی است بر دل مخاطبان. مادری که ۳۰ ساعت در برزخِ بیخبری میان آوار و خون، به دنبال ردپایی از دخترش میگشت.
او با بغضی فروخورده از آن صبح شوم میگوید: «آن روز زینب را شانه کردم، لباسش را اتو کردم، اما یک چیز تا ابد در دلم ماند؛ آن روز زینب را در آغوش نکشیدم. هیچوقت فکر نمیکردم این زینب رفتنی باشد و برگشتی نداشته باشد.»
ساعاتی بعد از حادثه، وقتی مادر در اوج ناامیدی از یافتن پیکر دخترش بود، کیف مدرسهی زینب، سالم از زیر آوار بیرون کشیده شد. این کیف کوچک، برای لحظاتی کورسوی امیدی در دل مادر روشن کرد که شاید دخترش در گوشهای پناه گرفته باشد، اما حقیقتِ پشتِ آن آوار، لباسهای سوخته و پارهپارهای بود که داغِ بزرگِ این جنایت را ابدی کرد.
برای مشاهده ویدئوی گفتوگو روی لینک کلید کنید.



