مردی کوچک با آرزوهایی به وسعتِ وطن؛ روایتی از دانش‌آموز محمدصدرا زارعی‌پور

محمدصدرا زارعی‌پور، دانش‌آموز دبستان شجره طیبه میناب، کودکی بود که از همان سال‌های نخست زندگی، روحیه‌ای متفاوت و سرشار از مهربانی، ایمان و علاقه به خدمت داشت. پسری که با قرآن مأنوس بود، به مراسم‌های مذهبی علاقه داشت و در کنار هوش و خلاقیتش، قلبی بزرگ برای دوستان و اطرافیانش داشت. خاطرات خانواده و مربیانش از کودکی می‌گوید که در رفتارهای ساده‌اش، مسئولیت‌پذیری، محبت و دلبستگی به ارزش‌های انسانی دیده می‌شد.

محمدصدرا با آرزوها و رویاهای کودکانه‌اش، روزهای زندگی را سپری می‌کرد؛ کودکی که دفترهایش پر از بازی‌ها و معماهای ریاضی بود و در نوشته‌هایش از علاقه‌اش به وطن گفته بود. اما حادثه تلخ مدرسه شجره طیبه میناب، فرصت ادامه مسیر زندگی را از او گرفت. امروز خانواده‌اش با مرور خاطرات شیرین او، یاد پسری را زنده نگه می‌دارند که اگرچه عمر کوتاهی داشت، اما ردپایی عمیق در دل کسانی که او را می‌شناختند بر جای گذاشت. متن کامل این روایت را می توانید از سایت خبرگزاری شبستان مطالعه کنید.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...