مادر چشمش به تابوت فرزندان افتاد …

مادر میان جمعیت ایستاده بود؛ در میان مردمی که برای بدرقه قربانیان مدرسه شجره طیبه میناب آمده بودند. تا آن لحظه شاید هنوز می‌توانست خودش را نگه دارد، اما ناگهان چشمش به تابوت‌ها افتاد؛ تابوت‌هایی که یکی از آنها، عزیز خودش را در خود داشت. همان لحظه، داغ برایش دوباره جان گرفت و دیگر نتوانست خودش را کنترل کند.

مادر بی‌تاب شد؛ اشک و فریادش در میان جمعیت پیچید و تمام سنگینی یک فقدان، در همان چند لحظه خودش را نشان داد. شاید دیدن تابوت، جایی است که واقعیت نبودن فرزند برای یک مادر دیگر قابل انکار نیست؛ لحظه‌ای که دیگر هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند از شدت درد کم کند. این تصویر، روایت خام و بی‌واسطه یک مادر است که ناگهان با آخرین وداع فرزندش روبه‌رو می‌شود.

C4b48cd747bbc755b609cc7c1d9fc0bc72738529-720P

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...