آتنا چملینژاد، دانشآموز قربانی مدرسه شجره طیبه میناب؛ دختری که پدرش روزی با ذوق از آیندهاش میگفت؛ از اینکه در مدرسه قدش را اندازه گرفتهاند و به او گفتهاند قرار است قد بلندی داشته باشد. قرار بود سالها بگذرد، آتنا بزرگتر شود، قد بکشد و پدرش شاهد تمام آن روزهای تازه باشد.
اما آتنا قد کشید، فقط نه آنطور که پدرش تصور میکرد. آنقدر بلند شد که رسید به آسمان… و حالا به جای اینکه پدرش هر سال قد کشیدن دخترش را ببیند، باید دلتنگ همان روزهایی باشد که هنوز آینده آتنا پر از «میشوم» و «جا میشوم» بود.



