عروسک هایی که دیگر همبازی ندارند!

زهرا انصاری‌فر، یکی از دانش‌آموزان قربانی مدرسه میناب بود؛ دختری که عروسک‌هایش بخشی از دنیای کودکانه او بودند. عروسک‌هایی که روزی هم‌بازی زهرا بودند و با آن‌ها برای خودش قصه می‌ساخت، بازی می‌کرد و ساعت‌های کودکی‌اش را می‌گذراند؛ اما حالا همان عروسک‌ها مانده‌اند و جای خالی دختری که دیگر کنارشان نیست.

در این روایت، مادر و پدر زهرا از روز حادثه می‌گویند؛ از روزی که برای خانواده‌شان همه‌چیز تغییر کرد و خاطرات یک روز معمولی مدرسه، به یکی از تلخ‌ترین خاطرات زندگی‌شان تبدیل شد. روایت پدر و مادر، فقط از یک حادثه نمی‌گوید؛ از دختری می‌گوید که در خانه زندگی می‌کرد، عروسک داشت، رویا داشت و برای خانواده‌اش عزیز بود.

حالا عروسک‌های زهرا، بیشتر از همیشه یادآور حضور او هستند؛ وسایلی ساده که زمانی بخشی از بازی‌های کودکانه‌اش بودند و امروز بخشی از خاطرات خانواده شده‌اند.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...