شناسایی از حلقه طلایی

ملیحه نعیمی در این روایت فقط یک معلم نیست؛ زنی است که میان دغدغه‌های خانه، مادری و سال‌ها تلاش برای رسمی شدن در آموزش‌وپرورش، با عشق زندگی می‌کند. جزئیات ساده‌ای مثل ساختن کاردستی با دخترش، آماده کردن غذای افطار یا آرزوی گرفتن کارت معلمی، تصویری واقعی از زندگی او می‌سازد؛ زندگی‌ای که ناگهان در میانه یک روز عادی ناتمام می‌ماند.

تلخ‌ترین بخش روایت، جست‌وجوی بی‌وقفه همسرش میان آوار و سردخانه است؛ جایی که او عزیزش را نه از چهره، بلکه از حلقه طلایی انگشتش می‌شناسد. این روایت، تنها داستان یک خانواده نیست؛ روایتی از آرزوهای ناتمام، عشق به معلمی و داغی است که پشت هر نام، زندگی یک انسان و خانواده‌ای چشم‌انتظار را به یاد می‌آورد. این روایت را با جزئیات می‌توانید از اینجا بخوانید.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...