سوگندم رو زدن … !

«سوگندم رو زدن…»
کلاس سوگند را زدند و سوگند، دختری که با کیف و دفتر راهی مدرسه شده بود، دیگر به خانه برنگشت. یک جمله کوتاه، اما پر از داغ؛ جمله‌ای که برای خانواده سوگند، تمام معنای یک فاجعه را در خودش دارد.

پشت هر کلاس، نام و چهره کودکانی بود که هر روز در آن می‌نشستند، درس می‌خواندند و برای فردایشان رویا داشتند. سوگند یکی از همان بچه‌ها بود؛ کودکی که حالا جای خالی‌اش، بخشی از قصه تلخ مدرسه میناب شده است.

Ebc8473502ff4b1019a3a96d649e13ca72900788-720P

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...