مادر «ماکان نصیری» در جمع ارامنه ساکن ایران، از پسری میگوید که قرار بود مثل هر روز، زنگ تعطیلی مدرسه مدرسه را بشنود و به خانه برگردد. ماکان آن روز زنگ آخر کلاس ورزش داشت؛ اما زنگ آخر هیچوقت به صدا درنیامد.
مادر از ماکانی میگوید که موشکها او را از آغوش خانواده گرفتند؛ پسری هفتساله که با رویاهای کودکانه راهی مدرسه شد، اما دیگر به خانه بازنگشت و هیچ نشانی از پیکرش پیدا نشد.
77E63764ba1100a9342a992c089d686b72773212-720P



