روایت یک همسر داغدیده؛ همسر نرگس ذاکری، معلم قربانی مدرسه شجره طیبه میناب، روایت روزی است که با یک تماس تلفنی آغاز شد و به جستوجویی تلخ میان آوارهای مدرسه انجامید. او از آخرین گفتوگویشان، لحظههای بیخبری، امیدی که هر لحظه کمرنگتر میشد و ساعاتی میگوید که در میان ویرانهها تنها به دنبال نشانی از همسرش بود.
این روایت، تنها قصه از دست دادن یک همسر نیست؛ قصه دو دختر خردسالی است که از آن روز، زندگی را بدون آغوش مادر ادامه میدهند. روایت مردی که آخرین صدای همسرش هنوز در ذهنش زنده است و لحظه پیدا شدن پیکر او، به تلخترین خاطره عمرش تبدیل شده است.
6Ee6ae18adc7b5fc3a404f171969ee0472429495-240P



