فقط هفت سالش بود و هزار ها آرزو داشت که یکی از اون ها دندونپزشک شدن بود. با زبان کودکانه به مادرش میگفت: «یه روزی دکتر میشم و افرادی که نیازمند هستن رو رایگان درمان میکنم»
مادر درباره لحظه پیدا شدن پی/کر رها میگفت: «حدود ساعت پنج عصر، رها را به همراه دو نفر از دوستانش، سارا شایسته و محبوبه نظری، در آغوش معلمشان از زیر آوار بیرون آوردند.»



