دختر ۱۲ ساله مینایی، دانشآموز مدرسه شجره طیبه، با صدایی کودکانه اما استوار، از باورها و احساساتش میگوید. در کلام او، جسارت و روحیهای دیده میشود که شاید برای سنش بزرگ به نظر برسد؛ دختری که پیش از آنکه قربانی حادثه شود، یک کودک با آرزوها، دغدغهها و دنیای خودش بود.
حالا صدای او بخشی از خاطرات میناب شده است؛ صدای دختری که فقط ۱۲ سال داشت، اما حرفهایش از ایستادگی و امید میگفت. این روایت، فرصتی است برای شنیدن صدای خود کودکان میناب؛ نه فقط روایت دیگران درباره آنها، بلکه کلماتی که خودشان پیش از آن روز بر زبان آورده بودند.



