یک کیف مدرسه، میان وسایل بهجامانده از کودکان میناب؛ کیفی که روزی روی دوش یک دانشآموز بود و قرار بود هر روز همراهش از خانه به مدرسه و از مدرسه به خانه برگردد. حالا اما صاحبش دیگر نیست تا آن را تحویل بگیرد. در این ویدئو، مدیران مدارس درباره این تصویر و معنای سنگین آن صحبت میکنند؛ درباره اینکه یک مدیر، در چنین شرایطی چه احساسی دارد و اگر خودش جای مدیر مدرسه شجره طیبه بود، با چنین صحنهای چگونه روبهرو میشد.
سؤال ساده است، اما پاسخ آن آسان نیست: اگر شما مدیر این مدرسه بودید، چه میکردید؟ وقتی یک کیف، دفتر یا وسیله کوچک کودک تبدیل به آخرین یادگار او میشود، مسئولیت مدرسه و مدیر دیگر فقط اداره کلاسها و برنامههای روزمره نیست؛ پای جان و امنیت کودکانی در میان است که خانوادهها با اعتماد، آنها را به مدرسه میسپارند. این کیف دیگر به صاحبش برنمیگردد، اما میتواند ما را وادار کند لحظهای به ارزش همین اعتماد و مسئولیتی که پشت درِ هر مدرسه وجود دارد فکر کنیم.



