دلتنگی خورشید برای ماه

در هر آلبوم خانوادگی، عکس‌ها قرار است بزرگ شدن یک کودک را روایت کنند؛ از اولین قدم‌ها تا روزی که خودش برای آینده‌اش تصمیم می‌گیرد. اما وقتی ورق‌های این آلبوم به محمد پیرزاده می‌رسد، روایت ناگهان ناتمام می‌شود. لبخندهایی که قرار بود هر سال پخته‌تر شوند، در همان قاب‌ها متوقف مانده‌اند و هر تصویر، بیش از آنکه یک خاطره باشد، یادآور سال‌هایی است که هرگز فرصت آمدن پیدا نکردند.

گاهی یک آلبوم، از هزاران جمله رساتر است. کافی است چند ثانیه به چهره محمد در هر عکس نگاه کنی تا بفهمی پشت هر قاب، دنیایی از آرزو، بازی، مدرسه، خانواده و آینده پنهان بوده است. امروز این تصاویر، تنها یادگاری از یک کودک نیستند؛ روایت خاموش زندگی کوتاهی‌اند که پایانش زودتر از آن رسید که کسی تصورش را بکند.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...