درِ خانه هنوز باز میشود؛ همان خانهای که روزی مهدیه رسولی، معاون دلسوز مدرسه شجره طیبه میناب، با لبخند واردش میشد. اما حالا هر بار که در باز میشود، چشمهای یک مادر بیاختیار به آستانه خانه دوخته میشود؛ شاید دخترش از راه برسد. انتظار، گاهی از خودِ داغ هم سنگینتر است؛ انتظاری که دیگر پاسخی ندارد و تنها با خاطرهها ادامه پیدا میکند.
روایت مادر مهدیه رسولی، روایت دلتنگی مادری است که از اخلاق نیک، عشق دخترش به معلمی و تعهدش به دانشآموزان میگوید؛ دختری که تا آخرین لحظه مسئولیتش را رها نکرد. این ویدئو، تنها یک گفتوگو نیست؛ روایتی از مادری است که هنوز با خاطرات دخترش زندگی میکند و هر گوشه خانه، برایش یادآور حضور اوست. ویدیوی گفتگوی این مادر را می توانید از اینجا ببینید.



