دخترم، هفت سال و نیمش بود …

«دخترم، هفت سال و نیمش بود…» همین چند کلمه از زبان یک پدر، کافی‌ست تا عمق داغی را که بر دلش مانده، حس کنیم. روایت پدری از دختر کوچکش؛ دانش‌آموزی که آن روز به مدرسه رفت، اما دیگر به خانه برنگشت و نامش در میان نام دانش‌آموزان قربانی میناب ماندگار شد.

روایتی کوتاه، اما سنگین از پدری که هنوز جای خالی دخترش را با خود حمل می‌کند؛ دختری که باید سال‌های کودکی‌اش را زندگی می‌کرد، درس می‌خواند، بزرگ می‌شد و روزی از همان درِ خانه به آینده‌اش قدم می‌گذاشت. بعضی داغ‌ها در چند جمله جا نمی‌شوند…

 

E6562e71d712d0091b1508326147041a73259262-720P

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...