سهیل چملیپور، یکی از دانشآموزان قربانی میناب بود؛ پسری کوچک با دنیایی از رویاهای بزرگ. مثل خیلی از بچهها، آینده را برای خودش تصور کرده بود و دوست داشت روزی چیزی بسازد که شاید برای دیگران فقط یک وسیله باشد، اما برای او نشانهای از علاقه، کنجکاوی و رؤیاپردازی بود.
رویای سهیل، ساختن موشک بود؛ رویایی کودکانه اما بلندپروازانه که نشان میداد ذهن او چقدر درگیر کشف کردن و ساختن بوده است. او هنوز فرصت زیادی برای بزرگ شدن، یاد گرفتن و دنبال کردن علاقهاش داشت؛ سالهایی که میتوانستند پر از تجربه، مدرسه، بازی و رسیدن به آرزوهایش باشند.
اما حالا از سهیل، نامی مانده و رویایی که ناتمام ماند؛ «میخواستم موشک بسازم». پشت این جمله، آیندهای قرار داشت که دیگر فرصت شکل گرفتن پیدا نکرد. سهیل را باید با همین رویا به یاد آورد؛ دانشآموزی که میخواست چیزی بسازد و خودش هنوز در آغاز راه زندگی بود.



