خواهرانه‌ای برای ستایش

روایتی از آخرین روزهای زندگی «ستایش علی‌حسینی» از زبان خواهر بزرگ‌ترش؛ روایتی از روزهایی که حالا هر لحظه‌اش برای خانواده رنگ دیگری دارد. خواهر ستایش از خاطرات مشترکشان، رفتارها و حرف‌های او در روزهای پایانی و آخرین دیدارشان می‌گوید؛ از جزئیاتی ساده و روزمره که آن زمان شاید عادی به نظر می‌رسید، اما امروز به آخرین تصویرهای به‌جامانده از ستایش در ذهن خانواده تبدیل شده است.

این روایت، از دلتنگی خواهری می‌گوید که هنوز خاطرات حضور ستایش را در خانه به یاد دارد و از روزهایی می‌گوید که حالا مرورشان، هم شیرین است و هم دردناک؛ خاطراتی از یک دختر دانش‌آموز، با آرزوها و رویاهای کودکانه که برای خانواده‌اش همیشه زنده خواهد ماند.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...