وقتی میناب داغدار شد، وقتی کودکان در مدرسه قربانی شدند و وقتی خانوادهها در سوگ فرزندانشان نشستند، خیلی از چهرههای شناختهشده سکوت کردند. برای ماکان هم که موشک به پیکرش خورد، خبری از همان هیاهو و همدردیهایی که امروز میبینیم نبود. انگار رنج جنوب، تا وقتی در قابهای خاص و روایتهای مورد پسند قرار نگیرد، کمتر دیده میشود؛ انگار بعضی داغها شایسته دیدهشدن نیستند.
اما حالا که از جنگ در جنوب ایران گفته میشود، صداهایی بلند شدهاند که پیشتر برای میناب شنیده نشدند. جنوب همان جنوب است؛ کودک همان کودک، داغ همان داغ و درد همان درد. اگر قرار است از رنج مردم جنوب حرف بزنیم، این روایت نباید گزینشی باشد. میناب را هم باید دید، کودکانش را هم باید به یاد آورد و برای قربانیانی که در سکوت رفتند، همانقدر صدا داشت که امروز برای دیگران داریم.
6Cfa69477e8bf2d4b606e999eac7a76972637460-720P



