یکی از بازماندگان مدرسه شجره طیبه میناب، در میان آثار بهجامانده از حمله موشکی، کفشی را میبیند و با اطمینان میگوید: «این کفش معلم قرآن منه.» شاید برای دیگران، آن فقط یک کفش آسیبدیده باشد؛ اما برای این دانشآموز، نشانی آشنا از معلمی است که روزی روبهرویش میایستاد، درس میداد و کلمات قرآن را به او میآموخت.
گاهی یک شیء ساده، تمام خاطرات یک آدم را زنده میکند؛ صدای معلم، لحظههای کلاس، درسهایی که گفته شد و روزهایی که دانشآموزان کنار او مینشستند. آن کفش، دیگر فقط وسیلهای جامانده در مدرسه نیست؛ یادگاری از معلمی است که برای دانشآموزش چهرهای آشنا و حضوری ماندگار داشت.



