اینجا قرار بود خانه دوم بچهها باشد؛ جایی برای یاد گرفتن، دوست پیدا کردن، خندیدن و ساختن آینده. راهروهایی که باید پر از صدای قدمهای کوچک میبود و کلاسهایی که باید صدای معلم و دانشآموز از آنها شنیده میشد. اما امروز، چیزی از آن تصویر آشنا باقی نمانده است. دیوارها و سقف فرو ریختهاند و مدرسه، به جای آنکه پناه کودکان باشد، به ویرانهای تبدیل شده که خاطره یک روز تلخ را در خود نگه داشته است.
زیر همین آوارها، کودکانی ماندند که صبح با کیف و دفتر وارد مدرسه شده بودند؛ کودکانی که قرار بود بعد از کلاس به خانه برگردند، کنار خانواده بنشینند و از اتفاقات روزشان بگویند. اما دیگر برنگشتند. اینجا همان مدرسه است؛ خانه دومی که دیگر شبیه خانه نیست و آوارش، بخشی از داغ میناب را در خود نگه داشته است.
40A00bb3ba71fe8376b821743ca04e3e72673076-480P



