علیرضا زارعی، کودکی ۹ ساله از بختگان فارس، با رؤیای خلبان شدن و پرواز در آسمانها زندگی میکرد؛ پسری آرام، باهوش و مهربان که خانوادهاش آیندهای روشن برایش تصور میکردند. اما حادثه تلخ مدرسه شجره طیبه میناب، رؤیاهای کودکانه او و خانوادهاش را ناتمام گذاشت و پدر و مادری را با داغی سنگین روبهرو کرد. پدری که در میان آوارهای مدرسه به دنبال نشانی از فرزندش میگشت و مادری که هنوز چشمانتظار بازگشت پسری است که قرار بود ساعت ۱۱ در خانه را بزند.
امروز خاطرات علیرضا، از لبخندها و آرزوهایش تا علاقهاش به پرواز و خلبانی، تنها یادگار خانوادهای است که عزیزترین دارایی زندگیشان را از دست دادهاند. کودکی که پیش از رفتن، با قلب پاک و نگاه امیدوارش، ردپایی ماندگار در دل خانوادهاش گذاشت و نامش برای همیشه با قصه مظلومیت کودکان مدرسه شجره طیبه میناب گره خورد. متن کامل این روایت را می توانید از سایت خبرگزاری هورگان مطالعه کنید.



