آخرین قول

«اون شب بهش گفتم عمه، چی دوست داری برات بخرم؟ گفت لباس ورزشی و توپ فوتبال…» یک گفت‌وگوی ساده میان یک عمه و خواهرزاده، اما حالا همین چند کلمه تبدیل شده به خاطره‌ای که هر بار مرورش، دلتنگی را تازه می‌کند. قرار بود توپ و لباس ورزشی بخرد؛ قرار بود یک خواسته کوچک را برآورده کند، اما آن فرصت هیچ‌وقت نرسید و آن قول، ناتمام ماند.

حالا مانده‌اند چند عکس، خاطراتی که مدام مرور می‌شوند و حسرت همان قول کوچکی که قرار بود خیلی زود عملی شود. گاهی دلتنگی برای عزیز از دست‌رفته، در ساده‌ترین چیزها خودش را نشان می‌دهد؛ در یک توپ فوتبال، یک لباس ورزشی و جمله‌ای که هنوز در ذهن مانده: «چی دوست داری برات بخرم؟»

 

Cab979d0c24c692a5354993c76621d3973133394-720P

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...