آخرین خاطره پدر از روزهای شیرین با سامان

گاهی بزرگ‌ترین حسرت‌های دنیا، ساده‌ترین آرزوهای یک کودک‌اند. سامان کرم‌زاده دوست داشت یک‌بار با قطار به مشهد برود و حرم امام رضا (ع) را زیارت کند؛ آرزویی که برای خانواده‌اش به خاطره‌ای ناتمام تبدیل شد و تا همیشه در دلشان ماند.

پدر سامان، روز حادثه آخرین صدای فرزندش را نشنید؛ اما صدای فریاد کودکانی را شنید که با انفجار مدرسه، تماس تلفنی را ناتمام گذاشتند. ساعت‌ها بعد، در میان پیکرهای آسیب‌دیده، تنها زخمی قدیمی روی لب سامان بود که پدر را به فرزندش رساند؛ زخمی که قرار بود روزی درمان شود، اما به نشانی برای آخرین دیدار تبدیل شد.

جزئیات کامل این روایت و گفت‌وگوی پدر سامان کرم‌زاده را می‌توانید از طریق سایت مشرق  مطالعه کنید.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...