آتنا چملینژاد، یکی از دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب بود؛ دختری که روزهای کودکیاش با مدرسه، همکلاسیها، معلمها و خاطرات سادهای گره خورده بود که برای خانوادهاش ارزش زیادی داشت. آتنا مثل هر دانشآموز دیگری، دنیایی از رویاها و روزهای پیشرو داشت؛ روزهایی که قرار بود یکییکی از راه برسند.
برای خانواده، آتنا فقط یک نام در میان اسامی دانشآموزان نبود؛ دختری بود با چهره، صدا، خنده و خاطراتی که هیچوقت از ذهن عزیزانش پاک نمیشود. هر تصویر از او، یادآور روزهایی است که بودنش بخشی از زندگی عادی خانه بود؛ روزهایی که حالا به خاطره تبدیل شدهاند.



