اسرا ذاکری، دانشآموز ۹ ساله کلاس چهارم دبستان شجره طیبه میناب، فرزند مختار ذاکری و راضیه شهسواری بود و پس از جان باختن، در گلزار اسلامآباد به خاک سپرده شد.
اسرا در کنار خواهر کوچکش سلما و برادرش پوریا بزرگ شد. پوریا که دانشآموز کلاس ششم بود، قرار بود همان سال در مدرسه شجره طیبه ثبتنام کند تا هر سه خواهر و برادر کنار هم درس بخوانند، اما سرنوشت به گونهای دیگر رقم خورد و او تنها بازمانده خانواده شد.
اسرا دختری مهربان، آرام و صمیمی بود که پیوندی عمیق با پدرش داشت. از کودکی عادت داشت روی دستان پدر به خواب برود و با معصومیت میگفت دوست ندارد بزرگ شود، چون میترسید دیگر نتواند مثل همیشه در آغوش پدر آرام بگیرد.
او نخستین سالی بود که با اشتیاق، روزههای کامل ماه رمضان را میگرفت و صبح آخر نیز مانند همیشه، همراه سلما با پدر راهی مدرسه شد؛ بیآنکه کسی بداند آن خداحافظی، آخرین دیدارشان خواهد بود.
اسرا و سلما در همان حادثه جان باختند؛ دو خواهری که همیشه کنار هم بودند و این بار نیز در کنار یکدیگر پر کشیدند و برادرشان را با داغی همیشگی تنها گذاشتند.
پدر میگوید پیکر اسرا را از روی عروسک جورابی که همراهش بود شناسایی کرد؛ یادگاری کوچکی که در میان آوار، آخرین نشانه از دختر ۹ سالهاش شد.
نام اسرا ذاکری امروز یادآور کودکی است که با قلبی پاک، آرزوهای کودکانه و عشق بیپایان به خانواده، زندگی کوتاه اما ماندگاری را پشت سر گذاشت و همراه خواهرش، برای همیشه در خاطره مردم میناب باقی ماند.